تبليغاتX
مرا پرنده‌اي بدين ديار هدايت نكرده بود:      من خود از اين تيره خاك رسته بودم،        چون پونه خودرويي،         كه بي دخالت جاليزبان     از رطوبت جوباره‌ئي نازلي
خونه | گنجه| E-Mail
براي ظالمي كه شكوه مردم را بر نمي‌تابد

عاشقان

 سرشکسته گذشتند،
شرمسار ترانه‌های بی‌هنگام خویش.


و کوچه‌ها

 بی زمزمه ماند و صدای پا.


سربازان

 شکسته گذشتند ،
خسته

 بر اسبان تشریح،

 و لته های بی رنگ غروری

 نگون سار

 بر نیزه‌هایشان.


تو را چه سود

 فخر به فلک بر

فروختن؟
هنگامی که

 هر غبار راه لعنت شده نفرین‌ات می کند ؟
 تو را چه سود از باغ و درخت

 که با یاس‌ها

 به داس سخن گفته‌اي؟


آن جا که قدم بر نهاده باشی

گیاه

از رستن تن می زند
چرا که تو

تقوای خاک و آب را

هرگز

باور نداشتی.


فغان که سرگذشت ما

سرود بی اعتقاد سربازان تو بود
که از فتح قلعه ی روسپیان

باز می‌آمدند.


باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد،
که مادران سیاه پوش

- داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد -
هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند !

|+| كاري از مهبد در یکشنبه 1 شهریور1388 و ساعت 13:51 | 
برای ِ زادروز ِ دوست ِ عزیز و فرزانه ام.

انسان زاده شدن تجسد ِ وظیفه بود :

توان ِ دوست داشتن و دوست داشته شدن

توان ِ شنفتن

توان ِ دیدن و گفتن

توان ِ اندوهگین و شادمان شدن

توان ِ خندیدن به وسعت ِ دل، توان ِ گریستن از سویدای ِ جان

توان ِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاع ِ شکوه ناک ِ فروتنی

توان ِ جلیل ِ به دوش بردن ِ بار ِ امانات

و توان ِ غمناک ِ تحمل ِ تنهایی

تنهایی

تنهایی

تنهایی ی عریان.

 

انسان

دشواری ی وظیفه است.

|+| كاري از مهبد در چهارشنبه 24 تیر1388 و ساعت 21:19 | 
من به كي رأي دادم

استالين ميگه:

مهم نیست به چه کسی رأی دهید، مهم این است که چه کسی رأی شما را بشمارد.


به نظر شما رأي من‌رو كي شمرده؟
|+| كاري از مهبد در پنجشنبه 4 تیر1388 و ساعت 22:48 | 
baraye entekhabat
salam

ino download konid ta betoonin berin too saita

inam filter

فينگيليش نوشتم كه نبندنش

اينم براي خبر دار شدن از اوضاع

http://elections.7rooz.com

|+| كاري از مهبد در چهارشنبه 27 خرداد1388 و ساعت 21:51 | 
بازگشت
سلام به همه ی دوستان ؛

 

مدتها به علت بیماری و مشغله ی زیاد نتونستم بیام نت اینکه میگم نتونستم یعنی واقعاً نیومدم نت مگر به دفعات اندک و زمان محدود اما تا اونجایی که شد همتونو خوندم و لذت بردم هرچند نظری ندادم. از همه ی دوستانی که در این مدت منو با احوالپرسیهاشون شرمنده ی لطف و صفاشون کردن ممنونم مخصوصاً دوستان خوبم نسیم، زهرا، مهدی، پرهون و ترانه و... که نگران من بودند. به خاطر گل روي این دوستان با یه دوبیتی به روز می کنم تا ببینم بعد چی میشه و عمری برای امتداد این مسیر هست ...

 

میان اینهمه عاشق غزل خیانت کرد

به آبروی شقایق غزل خیانت کرد

تمام ثانیه ها من به یاد او بودم

ولی تمام دقایق غزل خیانت کرد

نکته 1 : غزل موجود غریبیه اما خاص نیست یکیه مثل بقیه شاید من باشم، تو یا هرکس دیگه ای

نکته 2: آدم حتماً نباید عاشق باشه تا شعر عاشقانه بگه اما شعر زندگی نیاز به عاشق داره
|+| كاري از مهبد در شنبه 25 آبان1387 و ساعت 18:15 | 
"آزادي"

آه ،

...آزادي

..........آزادي

.................آزادي ؛

رؤياي ِ

بامدادي ِ

مستان ِ از قلم افتاده !

 

كاش نامت را

شيطان ،

از بهشت

به سرقت

نمي‌آورد .

|+| كاري از مهبد در دوشنبه 6 خرداد1387 و ساعت 1:11 | 
"اعتماد"

تُشك ِ فنريت به تو شك مي‌كند و

تو شكّت در هياهوي ِ هم‌آغوشي

به تُشكت نمي‌رود و

تُشكت شكّش به تو يقين مي‌شود و

صدا مي‌كند ،

رسوا مي‌شوي و

تو شك هم نمي‌كني

كه تُشكت به تو شك كرده باشد .

 
|+| كاري از مهبد در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 و ساعت 22:14 | 
"بچه‌ها مواظب باشيد"

حادثه از راه نمي‌آيد!

نه از در

و نه حتي از پنجره .

 

عمق چشمان توست

كه حادثه مي‌آفريند .

 

بي‌مهابا نگاهم نكن

كه آتش بگيرم .

 

***

حادثه خبر نمي‌كند ،

اما

تو لااقل

اينبار

بي‌خبر نرو...



...................................

 

 

راستي امروز سالروز درگذشت سهراب سپهريه، روحش شاد.

 

باید امشب چمدانی را
که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست،
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد : سهراب!
کفش هایم کو ؟


 
|+| كاري از مهبد در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 و ساعت 22:44 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar